یک صبح دل انگیز تابستانی !

اول صبحی دخترهء ..... تر زد به احوالاتمان ... سر چراغ قرمز واستاده بودیم بغل به بغل ... موتوری تلق و خورجین دار اول صبح خسته ای که بنظر پیک موتوری میامد با لباسهایی کهنه و کفشی در حال منهدم شدن آمد کنارمان ... خیس عرق بود طفلک ... داشت زور چپان میکرد خودش را برساند جلوی ماشینها ... عجله داشت ... یکجای خودش یا موتورش مالید به ماشین من ... یعنی تقه زد نرم ... برگشتم نگاش کردم دستش را گذاشت روی سینه اش که یعنی مخلصیم و ببخشید ... لبخندی زدم و با دست حرکتی کردم که یعنی فدای سرت چیزی نشده که انقدر داری معذرت خواهی میکنی ...

از ماشین من داشت رد میشد که لاستیک موتورش خورد به لاستیک ماشین دختر بغلی ... ماتیز بود شاید هم ام وی ام ... با شیشه های بالا و موهایی که می رقصید با باد کولر ... از این دختر زشتهایی بود که فکر می کنند خیلی خوشگلند ... صورت کوچولوی موشی با چانهء کوچک و لب و چشمهای ریز ... شبیه جوانی های مادربزرگِ خونهء مادربزرگه ... از آنهایی که غر زدن آب و نانشان است ... همین که لاستیک موتوری به لاستیک ماشینش خورد همچین با خشم و غضب برگشت عقب که انگار دارند ترتیبش را میدهند ... شروو کرد به فحش و بد و بیراه و غر و نق ... موتوری آمد جلوتر کنار شیشهء در سمت شاگرد که عذرخواهی کند ولی دخترک شیشه را نداد پایین ... لب خوانی زر زر هایش سخت نبود ... همینطور داشت فحش میداد ... موتوری عذرخواهی هایش را کرد و پیچید توی فرعی و رفت ... دخترک ول کن نبود ... دلم می خواست تا چراغ سبز نشده بروم ... لااله الا لله ! ... لعنت خدا بر دل سیاه شیطان رجیم ! ...

هی ام می گوئیم مردم بداخلاق شده اند چون اقتصاد فلان است ... با هم نامهربان شده اند چون شرایط سیاسی بهمان است ... بی محبت و بی گذشت شده اند چون زیر انواع فشارهای روانی هستند در این مملکت خراب شده با شرایط فعلی اش ... یعنی هی می خواهیم دمبال یک مقصری بگردیم که همه کاسه کوزه ها را سرش خراب کنیم و برائت بجوییم از رفتارهای آشغال خودمان ... نمی خواهیم باور کنیم ... قبول کنیم که خیلی وختها خودمان گه و عوضی هستیم و ربطی به زمین و زمان ندارد ... عادت کردیم بگوئیم که ایرانی تمدن دیرینه و فرهنگ بیشینه ای دارد ! ... مهمان نواز است ... مهربان است ... با گذشت و بخشنده است ... نوعدوست و مردم دار است ... خوش اخلاق و شریف و با شخصیت است ... ال است بل است جیمبل است و هزار تا ادعا و زر مفت دیگر ... حالا اگر اینها محض رضای خدا یک در هزار هم مصداق عینی نداشت به فلان چپ اسب کوروش کبیر !     

/ 158 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسین.

چرا اسم سایت من ثبت نمیشه !

نینا

زیر هشت تموم شد اقای باقر لوووووووووووو این شد ادرس جدید ما http://taleghani.persianblog.ir/

حسین.

این هم خونه ما خودشو کشت ما بریم تا بعد از سفر فعلا خدافظ این مشلم بعدا حل میکنم[بغل][خداحافظ]

.

.

حسین.

برگشتیم الان شما رو اسم من کلیک کنی میره وبلاگ یا نه ؟

سیروس

کلا دز فحش ایرانی ها رفته بالا!چپ میره کسی می بندنش به فحش!

یکی مثل من

ایول .. خیلی ردیف گفتی .. والا .. هی میان میگن تمدن هفت هزار ساله و فلان و بهمان .. اونا گذشت .. الان هیچ پخی نیستیم ..

رفیق مهربان

الهی درد و بلات بخوره تو سر این مهدی پزوم تازه از دهات اومده کاش یک موی گندیده تو توی وجود این بی وجود بود این کامنت رو به گوشش برسون فردا نگه پشم صفحه گذاشتن

غزل خونه

من نمیدونم کی اولین بار گفته که ما مردم متمدن و خوبی هستیم، ولی میدونم که خب اونم معصوم که نبوده، یه ...شعری گفته دیگه!!!