خنکای بهشت در ظهر هف حوض ...

چارشمبه ای که گذشت ... میدان هف حوض ... حوالی ظهر ...

صلاط ظهر است و آفتاب پوست گیر بیاورد تیغ می کشد ... امّا اینهم حتی باعث نشده که میدان هف حوض خلوت باشد ... پارکبان آفتابسوخته عین چی دور میدان را دمبال ماشینهای از همه مدل و همه رنگ میدود و بر میگردد ... دخترکان رنگی - طاووسهای مصنوعی - می خرامند و پسرکان تیشرت کوتاهِ علّاف تعقیب کنندگانی بی خستگی اند ! ... سایبان برزنتی مغازه ها تا آخرین حد ممکن پایین است و هی پیشانی ست که می ساید به لبه های چرکمرد برزنتها ... و زندگی در جاری ترین و هیاهو ترین شکلش جریان دارد اینجای شهر ... عین خیلی جاهای دیگرش ... حیف شد یادم رفت تعداد حوض ها را بشمارم که واقعن هف تاس یا نه ! ... روی نیمکتهای دور حوض ها پر از پیرزن پیرمردهای آرام و سپید موست ... بعضی ها دارند حرف می زنند با هم ... بعضی ساکت غرق توی افکار دور و دیر ... بعضی مشغول شطرنج ... و بعضی ها هم مثل من دارند روحشان را با صدا و نسیمی بهشتی خنک میکنند ... مثل من در این ظهر شلوغ و داغ ، محو تماشا شده اند بازی زلالِ آفتاب و فوواره و حوض را ... 

/ 77 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد

کیامهر تو همون کیامهر خودمون نیستی ؟! [نیشخند]

مامانگار

...زوایای جدیدی از شخصیت جناب کرگدن دراین چندروزه : - جددا که قاطع و انقلابی عمل می کند ایشان...(برخلاف اینکه خودرااهل تسامح وتساهل میداند) - مرد عمل است و لاغیر..(برخلاف برخی شایعات و پیش بینی ها ) - پای حرفش می ایستد حتی به قیمت ازدست دادن بسیاری از کامنت گذارانش... - صبرواستقامت بالا و اعصاب قوی ...(ازاینکه تحمل این همه حرف وحدیث راداراست و دم نمیزند) - ... - ... پس دررررود بیکران براو....

مهتاب

توصیف های حضرت کرگدن روح هر تنابنده ای را مثل زلالی این آب تازه می کند همی ...

1

1

کیا

مملی نگو بلا بگو[نیشخند]

کیا

توی ده شلمرود مملی تک وتنها بود

کیا

مملی میای بریم حموم؟[قهقهه]

........

.........