کاش یک قرصهایی میساختند که ... !

( عکس تزئینی و کاملن بی ربط است ! )

الان درست در همین لحظه قد یک بولدوزر کاترپیلار انرژی دارم ... می توانم ده تا پست آپدیت کنم پشت سر هم ! ... می توانم بروم از همهء بیلبوردهایمان در یک روز عکس بگیرم ! ... می توانم رای ام را پس بگیرم ! ... می توانم از طبقه پنجم یک خانه اسباب کشی کنم به طبقهء هفتم یک خانهء دیگر آن سر شهر ! ... می توانم کل پله های خانه را از زیر زمین تا پشت بام دسمال بکشم ! ... می توانم بزنم توی دهن کره شمالی که آمریکا را تهدید به جنگ هسته ای نکند ! ... می توانم کل کتابهای کتابخانهء مهدی پژوم را یکساعته بخوانم ! ... می توانم تا شب یک ترم کلاس جواهر سازی را تکمیل بروم و مدرکش را هم بگیرم ! ... می توانم تیم ملّی را با یازده تا بازیکن مثل استاد اسدی و میرزاپور ببرم جام جهانی و قهرمان کنم ! ... می توانم بروم قبر همهء رفتگان دور و نزدیک را آب و گلاب بپاشم ! ... می توانم پنج تا سالامی هایدا را در یک وعده بخورم یا پنج تا آب هویج بستنی میدان حُر را ! ... می توانم ترافیک عصرگاهی جلال و دور میدان آزادی را با دست بشکافم ! ... می توانم برگردم به کودکی م ... می توانم یک هفته نخوابم ... می توانم بروم بخوانم و تا فردا صبح فوق لیسانسم را بگیرم ! ... می توانم همهء مجسمه های دزدیده شدهء تهران را ظرف سوت ثانیه برگردانم سر جاهایشان ... می توانم کللهء همهء کچل های دنیا را فقط با یک فوت ساده پشمالو کنم عینهو کللهء محسن نامجو یا همین محسن فرفری خودمان ! ... می توانم تمام ماشین های پنچر را بلند کنم و بدون جک لاستیکشان را عوض کنم ! ... می توانم از حالا تا چهار صُب دوازده + یک مهمانی و پارتی بزن و بکوب بروم و هی برقصم و مسخره بازی در بیاورم ... می توانم پیاده بروم تا اصفهان و به مامان بابای محبوب سلام کنم و برگردم ... می توانم مریم را ببرم دور دنیا بگردانم و صُب نشده برگردانم که توی تختش بیدار شود ... می توانم با دست آسفالت چپ و چول تمام خیابانهای تهران را صاف کنم ! ... می توانم چند ساعته با دست خالی به موازات تونل توحید یک تونل حفر کنم با دو برابر عرض آن ! ... می توانم جای رضا زاده در المپیک شرکت کنم و یک دستی قهرمان فوق سنگین بشوم ! ... می توانم با تاکسی خاموش و با هل دادن مسافرکشی کنم ! ... می توانم مادربزرگم را زنده کنم و ببرم کربلا و مکه ... می توانم با کتفم جلوی آن اتوبوسی که زد به مادربزرگم را بگیرم ... می توانم هر کار محالی که فکرش را می کنید انجام بدهم ... اما فقط الان درست در همین لحظه می توانم ... یعنی اگر چند دقیقه بعد بیایید و یکی از همین کارهایی که گفتم را درخواست کنید به ریشتان می خندم ! ... جددن چرا من اینطوری ام ؟ ... کاش یک قرصهایی میساختند که ... !

/ 250 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم ترین

آخه این چه شب تعطیلی ایه که تو از 11 گرفتی خوابیدی...هان؟...هان؟...هااااااااااااان؟!

مریم ترین

[گریه]

عاطفه

الهی مریم ترین بانو[ناراحت]

.

.

مهسا

خب . بسسه دیگه . قرص اختراع بشه یا نشه . پاشو یه پست جدید بذار . من اون‌جا تعطیلی‌یه و این حرفا سرم نمی‌شه . حوصله‌م از این پستت پرت شده دیگه . پاشو تنبلی نکن . پاشو . پاشو دیگه . دِِِِِِِِِِِِِِِِِِ ِ ِ ِ با تو ام پاشو دیگه . تنبل!

یکی مثل من

سلام .. آقا تبلیغات هایپه ؟؟!!!! هویج بستنی های میدون حر که خیلی بده که !![اوه]

واحه

باور کنید حتی برای چند لحظه هم این حسها خوب است حتی برای چند لحظه حتی در حد توهم... خوبست... آدم را سر پا نگه می دارد...

واحه

یه پرسش نه چندان مرتبط! ممکنه چند نمونه از بیلبوردهایی رو که طراحیش در شرکت شما انجام شده نام ببرید برام جالبه که بدونم کدوم بیلبوردها کار مجموعهء همکاران شماست.

واحه

ممنونم از پاسخگویی به پرسشم.

کرگدن

خواهش می شود !