دقیــــــــــــــــــــــقن شرُ و ور !

من برای بالایی از ستاره به ابرها مریضم و نگاهم ترانه باشد بلد که از این سیاه آبچکان می رقصد ... دستم مرتاضی تازنده است که تا زنده است لبهایش کلوچهء فومن می شود که دخلی به باران حساب بیاور ... سمج متلاطم بلاهت اسیر کرده همهء مان را ول کند دوپر دوپر خال ایم وسط سفیدی که خودش وسط آبی کمرنگ است بی توقع و یک سیلی توی گوشم دست مریزاد مریض داد ... صندلی مدیترانه ای مه آلود تر از باغ اُردک های بی فکر و شاد ... لباس بنداز روی چتر و از سقف پَرت شو زین دوچرخه مهمانی بدهد خیار هم موز اصلاح طلبی ست اختشاش آمیز ... قابلمه ترازوی انکسار چکمه از ایوان شوچنکو بغل به بغل دو صد بدرود ای آنتالیا ! ... حی علی الفلاح !

-

-

پی فتوبلاگ نوشتکودک و بوف ...

-

-

-

-

-

-

-

-

-

-

-

-

/ 71 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی

.

مامادو

آپ نمیفرمایید آیا ؟؟؟[خمیازه]

نگار

چه خوب بود ... ! چه سوررئال ... !

پسر آبان

دهنم سرویس شد تا خوندم شرمنده ها ولی این دیگه چه جورشه

سهبا

سلام قربان . حالا از انفجار خلاص شديد يا نه ؟! پس كجاييد شما ؟

آلن

70 رند. ( سلام رفیق)

نینا

سلام صبح بخیر اول هفته دیگه از شر و وری در بیا [گل]