نصفه نصفه جمع گردد وانگهی چه شود !!

سرانجام چند وخت پیش سرفه های پیرمردی مان و اظهار دور از جان مثل سگ پشیمانی و تنفرمان از سیگاری بودن و تبعات گندش اخوی حمید را به چاره جویی و پیشنهاد راهکار واداشت ! ... نصیحت ایشان برای کسی که ثابت کرده انقدر اراده ندارد که ییهو این آشغال را ترک کند در اولین قدم نصفه خاموش کردن سیگار بود ... بزرگتر کوچکتری را بی خیال شدیم و هم کشیدیم و گوش گرفتیم ! ... و الحق که خوب راهکار و نیکو نصیحتی بود ! ...

دستش درد نکند ... حالا حالمان خیلی بهتر است ... حس می کنیم قلبمان شده عین ساعت گوچی خدا تومانی و ریه ها مثل ریهء اسب آبی کاتماندویی ! ... این چند خط را ممباب تشکرمندی نوشتیم از این فرشتهء نجات سرباز رایان ! ... اما از خدا پنهان نیست از شما بندگان صالحش چه پنهان فقط یک مشکل کوچولو هست و آن هم اینکه از زمان عمل به توصیهء حضرتشان نمی دانم چرا آن یک بسته سیگار روزانه ای که می خریدیم شده دو بسته !! ... یک کم هزینه هایمان بالا رفته اما به سلامتی اش می ارزد !!!     

  
نویسنده : محسن باقرلو ; ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٥ مهر ۱۳۸۸
تگ ها :