حکایت آن آپدیت ناکام !

دیشب حول و حوش ساعت 11 شروع کردم به نوشتن یک پستِ ( به نظر خودم ) جالب توی سرسید آپدیت هایم ... این سررسید مخصوص پستهایی ست که قبل از شروع میدانم که طولانی خواهند بود یا خاطره انگیز ... یعنی آنهایی که علاوه بر آرشیو غیر قابل اعتماد وبلاگ ، دوست دارم روی کاغذ هم یادگاری داشته باشمشان ... اواخر نوشتنم بود و کللی ذوق داشتم برای آپدیت کردنش که برق رفت ! ... چاقو میزدی خونم در نمی آمد ! ... یکساعتی هم منتظر شدم ولی بابا برقی انگار بدجور به پاک رفته بود ! ... دمغ و کنف و کفری رفتم دراز کشیدم که بخوابم ... یکربع بعد برق آمد ... حس و ذوقم پریده بود و مریم که از نوشته ام خوشش آمده بود داشت سعی می کرد تشویقم کند بروم بشینم و تایپ کنم که دوباره برق رفت !

حالا ما ماندیم و یک پست ویژهء ۴ صفحه ای و ماتحتِ آب هندوانه ای و حس و ذوق پر کشیده ای ! 

راستی سوژهء پست مذکور را یادم رفت بگویم ...

حدود 40 تا از وبلاگ ها را انتخاب کرده ام و هر کدام را تشبیه کرده ام به آدمی ، حسی ، چیزی !

***

پی فعلن اسامی آن ۴٢ نفر نوشت ! :

مریم ترین.حمیدچندضلعی.وحیدغزلخونه.حامدازنفس افتاده.آرش ناجی قلمدون.دکترصدیق.فری صفریان.ایرن.محسن خرمالو.می نو.دختر آبان.من و من.سعید مجید حمید.فتوغراف چی منحرف.آلن.محسن پائیز بلند.کیامهر.یوتاب.محبوب گلستان.گفت و چای.گوریل فهمیم.آرش بابای هانا.دافی نگار.عکسداستان.پسرمزرعه دار.هلیا.وحید وب گپ.مهتاب.مامانگار.نئوبلاگر.مهدی پژوم.مکث عمه زری.مجتبی پژوم.هیشکی.احسان جوانمرد.مامادو.جنابِ نوید.سوسن بانو.ن م نگاه.کلاشینکف دیجیتال.واحه.کاریکاتوریست درک نشده.

  
نویسنده : محسن باقرلو ; ساعت ٩:۳٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٧ امرداد ۱۳۸٩
تگ ها :