بگیر بخواب بابا !

چون شب دیر خوابیدی ... صبح به زور و با بدبختی بیدار میشی ...

راه خونه تا سر کارو همش توی چُرتی ... ترافیکم که قربونش برم ...

شانس بیاری مجبور نباشی رانندگی کنی وگرنه پاره تری خب ...

کارت همون کار هر روزه س با همون آدما و همون تکرارای مهوع ...

صد بار نیگا میکنی به ساعت ... بلکم بیشتر ... نمیگذره سگ مصصب ...

بلاخره تموم میشه ... لخ لخ جنازه ت رو از پله ها سرازیر میکنی ...

باز ترافیک ... پارگی مضاعف ! ... چرا ؟ ... چون 10 ساعت پیرتری از صُب ...

میرسی خونه ت ... حالا اگه مردی بخند و بخندون ... برقص و برقصون ...

اگه مردی موسقی گوش کن ... کاریکاتور بکش ... فیلم ببین ... بخون ... بنویس ...

اگه مردی مرد زندگی باش ... مرد خانواده ... مرد کانون گرم ... حتی ولرم ...

اصلن گیرم تو خیلی مردی ... وخت کو ؟ ... شام خوردی ؟ ... ساعتو دیدی ؟

حساب کتاب بلدی ؟ ... بلدی بی غلط بشماری ؟ ... با انگشتای یه دستم میشه ...

چن رسیدی خونه ؟ ... چن ساعت مرد کانون گرم خانواده بودی ؟ ... ها ؟ ...

ولش کن اصلن ... دارم وختتو الکی می گیرم ... دیره برو بگیر بخواب ...

شب دیر بخوابی فردا سوژه میدی دست این کرگدنه ها ... میاد می نویسه :

چون شب دیر خوابیدی ... صبح به زور و با بدبختی بیدار میشی ...

***

پی حدیث نوشت ! :

از پیامبر نقل است که هر کدام از امت من اگر دو پست وبلاگش یکسان باشد مغبون است و اگر پست دومش پایینتر از اولی باشد ، ملعون است ! ... لذا ما الان حس ملعون بودن می کنیم ! ... ولی به خودمان قول داده ایم که پست فردا ما را از ملعونیت در بیاورد ! 

پی مجید حمید و احسان پرسا نوشت ! :

این پیامبری که در پی نوشت قبل ذکرش رفت پیامبر یکصد و بیست و چهار هزار و یکم است که صرفن برای بلاگستان و دنیای مجازی مبعوث شده ! ... پس لطفن فرتی فتوا به مباح بودن خونمان ندهید و ما را مسبب رواج و گسترش بی دینی در سطح جامعه ندانید !  

پی کیا آپدیتن نوشت ! :

جناب ابر چند ضلعی بعد از مدتها بازگشتی غرور آفرین ! داشته به بلاگستان با مملی نوشت یازدهم ... مریم ترین بانو هم که این روزها حسابی افتاده رو دور آپدیت و روزنوشت نویسی و کتابت فکرهای یواشکی ! ... هیشکی بانوی گرام هم که یکی از دوستان نازنینمان هستند وبلاگ زده اند که امیدواریم ماندگار شوند و ریشه کنند در خاک این باغچهء مجازی ... این پستِ آرزو بر جوانان چیز نیستِ کیامهر را هم بخوانید تا روحتان شاد شود ، البته ترجیحن فقط آقایان بخوانند !

  
نویسنده : محسن باقرلو ; ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳ امرداد ۱۳۸٩
تگ ها :