یک پست هندوانه ای !

با وجود اینهمه پیشرفت تکنولوژی ! و وارادت انواع و اقسام میوه های مختلف و نوظهور و شیک و با کلاس و جنتلمن ! باز هم فقط تابستان است و هندوانه اش ... یعنی اصلن اسم تابستان عجیب عجین شده با این گردالوی سرخ ! ... عجین عینهو زمبور و عسل ! عینهو عالم و عمل ! عینهو اسب و گاری یا آخوند و عمامه یا حالا هر چی با هر چی ! ... یعنی تصوّر یکی بی آن یکی محال است و برعکس ! ... این یعنی که پدران ما کارشان خیلی درست بوده و قربان خودشان و آن حوض های کاشی آبی فوواره دار وسط حیاط هایشان بروم که مخصوص قلاندن هندوانه اندر میانش بوده ولاغیر ! ... البت لذت واقعی و عمیق و معنوی ! بردن از طعم هندوانه بنظرم شدیدن در گروی خوردن آن به سبک حیات وحش و دریدن و خیساندن و آب هندوانه مال کردن پیرهن و شلوار و حتی گلاب به روتان شورت است ! ... این اراجیف صرفن ناشی از لذت عرفانی و خلسهء نابی ست که از خوردن یک فقره هندوانهء خیلی شیرین از یک آقای وانتی سیبیلو خریده ، بر نگارنده مستولی شده و هیچگونه ارزش دیگری ندارد !

***

پی فتوبلاگ نوشت :

نبرد با اژدهای سیمانی ( عکس از آرش ناجی )

  
نویسنده : محسن باقرلو ; ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٧ خرداد ۱۳۸٩
تگ ها :