نقاشی های فردا قشنگ کن !

شبها ( تقریبن صُبها ! ) وختی می رویم تو جا که بخوابیم ، من هنوز سرم به بالش نرسیده پادشاه هفتم را هم ( مشغول عشق و حال در قصر و حرمسرایش ! ) خواب دیده ام ولی طفلی مریم چن ساعتی بیدار است تااا دم دمای صُب خوابش ببرد ... لذا باید این چن ساعت خودش را یکجوری سرگرم کند خب ... مثلن با گوشی اش تام و جری و سیمز بازی کند ... یا بلند شود برود یک سیزن از پریزون برک و 24 را ببیند یا پای ام بی سی پرشیا بنشیند به امید اینکه فیلمش ارزش دیدن داشته باشد یا حالا هر کار وخت کش و خواب آور دیگری ... در همین راستا یکی از سرگرمی هایش هم با گوشی من نقاشی کشیدن و دست نوشته های بی حد مهربانانه و محشر نوشتن برای من است که در طول روز ببینم و سورپرایز بشوم و ذوق کنم ... و انصافن هم وختی وسط یک روز کاری خسته کننده خیلی اتتفاقی می روم توی گالری گوشی م ، تماشای دست نوشته ها و نقاشی های زلالش می شود یک سبد عشق و انرژی و لبخند که روزم را قشنگ می کند ... مریم نازنینم از همینجا هزار تا مرسی گلم ...

  
نویسنده : محسن باقرلو ; ساعت ۳:۳۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸٩
تگ ها :