برداشت - مهدی - غزل !

١- حرف اصلی من در پست قبل بنظرم از جانب بعضی ها اصلن فهمیده نشد متاسفانه ... برداشت های عجیب و غریبی که صورت گرفت نشان می دهد که در مواجهه با هر نظر و عقیده ای به تعداد آدمها راه هست برای سوء برداشت ! ... تازه بماند که به جز کامنتهای خشن آلود عمومی و خصوصی ! امروز کللی هم اس ام اس تند و تیز داشتم که به جرم های واهی و گناه نکرده اساسی چک و لقدی م کرده بودند ! ... لذا کللن بی خیال ! ... هر کاری عشقتان می کشد بکنید ! ... اصلن به من چه ! ... والّا با این نوناشون ! ... فقط به این نکته ظریف توجه داشته باشید که من هم عینهو شما حق دارم هر کاری عشقم می کشد بکنم ! ... 

***

2- مهدی پژوم وبلاگ زده است ... رفیق قدیمی و همسایهء حالای احسان جوانمرد ... ادبیاتِ علّامه خوانده ولی نمی دانم چرا آن سالها همیشه توی دانشگاه ما بود ! ... مهدی بچچهء با عشقی ست ... از آن آدمهای رو به انقراضِ خاص و نازنین روزگار ... با معرفت و اهل دل ... توی کار نشر است و اهل کتاب و موسیقی و ساز ... به جُرئت می توانم بگویم یکی از مهمان نواز ترین آدمهایی ست که به عمرم دیده ام ... با لباسهای سفید عربی خاص و خوشگل و خنده های از ته دلِ شیشه لرزانش ! ... بنظرم برای بلاگستان حضور آدمی مثل مهدی غنیمت بزرگ و ارزشمندی ست ...

***

٣- غزل جدید مریم را خیلی دوست دارم ... گرم و روان و قوی ست ... دیشب که بعد از تمام شدنش برایم خواند همینها را گفتم ولی قبول نکرد ... امروز که فرهاد و رضا که از اعاظم و مشایخ وادی غزل اند تحسینش کردند ذوق کرد بس که مرغ همسایه غاز است لابد ! ... به هر حال در روزگار بی شعری ، غزلگویی هنر مردان ( و زنان ) خداست ! ... ایول مریم ترین بانو ... جوشش و غزلگویی ت مدام و مستدام !

  
نویسنده : محسن باقرلو ; ساعت ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸٩
تگ ها :