خانوم بدو برو حجابتو رعایت کن !

مبارزه با بدحجابی ... درست نمی دونم تو این چن سال این چندمین باریه که راجع به این موضوع می نویسم ... فقط می دونم که خیلی نوشتم ... هر بارم یه بهونه ای بوده که یادم بندازه این داستانو ... امروز صبحم تو ماشین بحث از فرحزاد رفتن دیشب رامین شروو شد و اینکه اونجا به ماشینهایی که سرنشیناشون بدحجاب بودن گیر میدادن و می خوابوندنشون ... جددن نمی فهمم آخه این آشغالا تا کی این مسخره بازی رو می خوان ادامه بدن ... یعنی تو این دنیای عوضی ای که هف میلیارد آدم توش وول می خورن فقط ما هفتاد میلیون شاخ داریم ؟ ... فقط ماییم که باس جماعت نسوانمونو آفتاب مهتاب نبینه چون جماعت ذکورمونم در این فقره جات غیر قابل کنترل ان ؟ ... فقط ماییم که خداوندگار عالمیان چار چشمی حواسش هس که یه تار مو یا پنج سانت پر و پاچهء همدیگه رو نبینیم که مبادا ابلیس بره تو جلدمون و طعمهء دوزخ بشیم ؟ ... مسخره نیست ؟ ...

خداوکیلی من اگه دختر بودم واس خاطر همین موضوع ام که شده به هر قیمتی که بود از این خراب شده میزدم به چاک ... یعنی چی که تو این مملکت کوفتی داغون اگه دختر دنیا بیای باید از ساده ترین و طبیعی ترین حقوقت محروم بشی ... باید یه عمر حسرت یه بار موهاتو توی باد و آفتاب رها کردنو داشته باشی ... مگه آدم دلش به چی خوشه ؟ ... مگه آدم چن بار دنیا میاد که مدام چلوش بشه محرومیت و محدودیت و خورشتش بشه حسرت و دریغ ... اونم فقط واس خاطر اینکه یه زمونی عربای ملخ خور کثافت به زور شمشیر و وحشیگری ، به دین مبین اسلام مشرّفش کردن که می خوام صد سال سیا نمی کردن ... حرومزاده ها ... ولمون کن جان مولا اعصاب ندارم ... الانه که فحشو بکشم به اول تا آخر خیلی چیزایی که نباید و نشایدا ... واسه همینم نتونستم اونجوری که باید حرف دلمو بزنم و بحثم یه کم خاله زنکی و پخش و پلا شد ... محسن ( محمد پور ) ! فک کن ! اگه عباس گامبو الان تو بلاگستان بود لابد باید یه فصل میزدیم تو سر و مغز هم ! 

  
نویسنده : محسن باقرلو ; ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸٩
تگ ها :