5 سال بعد در چنین روزی ... !

دو تن از اعاظم و مشایخ بلاگستان بانو نگار فرهمند و حاج حسین آقای ترابی ما را به یک بازی وبلاگی دعوت کرده اند ... در این بازی باید احوالات پنج سال آیندهء ۵ تا از وبلاگهایی که می خوانیم را حدس بزنیم ! ... البته آن چیزی که ما در مطالب بازی کنندگان محترم این بازی دیدیم چیزی فراتر از حدس زدن ( فقط ) احوالات وبلاگ ها بوده و این حدس و پیشگویی ها گاهن وارد حیطهء امورات شخصی صاب وبلاگها هم شده است که ما هم همین روال را پیش می گیریم که به خیر و صلاح قرین تر است ! ... این بازی دو تا شرط هم دارد ... یک اینکه آخرین وبلاگی که درباره اش می نویسیم وبلاگ خودمان باشد و دوم اینکه کسانی که دعوت به بازی می کنیم ، یکی از گزینه های بازی ( احتمالی ) شان فرد دعوت کننده باشد ! ...

١- وبلاگ بادهای بنفش تیره ( ایرن ) :

ایرن از سفرهای فرا استانی اش به جزایر قناری و مکزیک و اقیانوس آرام و پاریس و گینهء بیسائو و تنگهء سوئز و جبل الطارق ، کللی صنایع دستی چوبی و سفالی و بدلیجات عجیب و غریب و سیصد جفت کتونی آل استار بنفش برای خودش و یک عدد خودکار بیک اصل برای شوهر فرفری اش سوغات آورده و بعد از یک هفته استراحت درست روزی که خستگی اش تقریبن در رفته و می خواهد سفرنامه مفصل و مفرحی بنویسد مصادف می شود با اولین روز کاری اش بعد از شونصد روز مرخصی و از قضا درست در همین روز رئیس بی شعورش چنان کفری اش می کند که بر میدارد یک پست پر از فحش و فضیحت و مطالب دپرس آمیز یاس آلود می نویسد به غایت مخاطب بتترکان !

٢- وبلاگ ابر چند ضلعی ( حمید ) :

حمید در سه هزار و هفتصدمین مملی نوشت مداوم و بی وقفه اش بلاخره پروندهء مسائل جنسیتی آبجی کبری را برای همیشه می بندد و به خودش و مخاطبینش قول میدهد که دیگر گرد این مقوله ها نگردد و می رود سراغ مسائل جنسیتی خود مملی که حالا دیگر به سن بلوغ رسیده است و خوراک همچین پستهایی ست ! ... البته هر سی و هفت پستی که در باب مملی می نویسد یک پست هم به سالگرد وقایع بعد از انتخابات اختصاص میدهد که جای تقدیر دارد ها ! ...

٣- وبلاگ میرزا قلمدون ( آرش ناجی ) :

آرش که از 5 سال قبل به اینطرف طرح و هایکو هایش مدام بلند و بلند تر و پیچی تر و پیچیده تر شده است در جدیدترین پست وبلاگش یک طرح سیصد و هفتاد صفحه ای می نویسد که تحسین همگان را برانگیخته و در مسابقه سالیانهء هایکو-رمان برندهء یک فقره بلیط رفت و برگشت به تهران ( شهرک ولیعصر ) می شود و از شدت ذوق زدگی ( به دلیل کهولت سن ) دچار حملهء قلبی شده ولی زنده می ماند منتها یک مشکلاتی برایش پیش می آید که اینجا نمی شود گفت !  

۴- وبلاگ  برهنگی در روز آخر ( دافی نگار ) :

دافی نگار که همان 5 سال قبل ( شبی که کرگدن داشت این آپدیت را از خودش در میکرد ) وبلاگش توسط عوامل خودسر و افراطی طبقهء پرولتاریا ( و شاید هم طبقات فرودست دیگر ! ) هک شده بوده بلاخره بعد از پنج سال مقاومت رشیدانه در برابر ساختن یک وبلاگ جدید ، توسط همان عوامل خودسر که حالا دیگر از رو رفته اند همان وبلاگ خودش را پس می گیرد و در اولین پست برای سه هزار و هفتصدمین بار به توضیح علت انتخاب اسم دافی برای وبلاگی به این وزینی می پردازد ! 

۵- وبلاگ فخیمهء کرگدن علیه السلام ! :

اگر محسن باقرلو زنده باشد تغییر خاصصی نمی کند لابد ! ... همچنان در حال رنگ بکگراند و عکس پروفایل عوض کردن و خزعبلات نوشتن است و مدام هم سر خودش غر می زند که وبلاگ بازی باعث شده از زندگی بیفتد و همین روزهاست که یک فکر اساسی برای این قضیه بکند و از این چرت و پرت های تکراری ! ... گوشی اش را هم بصورت لیزینگی ارتقاء داده و از هر سوراخ سمبه ای در اجتماع که همان جامعه باشد عکس های بند تمبانی می گیرد که یکوخت خدای نکرده زبانش لال ! روزنوشت نویسی هایش دچار وقفه و نقصان نشود و اینها و الخ !! ... 

  
نویسنده : محسن باقرلو ; ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸٩
تگ ها :