یک دو سه چار پنج !

١- پیش پای همین پست ! (( بی پولی )) را دیدیم ... این عرضهء سی دی فیلمها بلافاصله بعد از اکران عمومی هم ، آدمها را بی فرهنگ بار می آورد ها ! ... یعنی نم نم فرهنگ سینما رفتن را مضمحل می کند خب ... پیش خودت می گویی چرا شال و کلاه کنیم بکوبیم تا آن سر شهر و با اباطیل و حواشی اش 10 - 15 هزار تومن خرج کنیم که فیلمی ببینیم که تازه معلوم نیست موقع رفتن تیتراژ پایانی راضی باشیم یا نه ... خب دو سه هفته دندان بر جگر می فشاریم ، سی دی اش که در آمد با یک دهم همان پول توی خانه دراز می کشیم لنگ و پاچه را حوالهء دستهء مبل می کنیم و با اخوین باقرلو همان فیلم احتمالن راضی نکننده را به سیاحت می نشینیم ! 

٢- یادم باشد بعدن راجع به (( بی پولی )) یک پست اختصاصی بنویسم ... نه در مورد خود فیلم البته ... راجع به سوژه اش ... و ذهنیت خودم در مورد بی پولی ...

3- دیشب خواب محسن منوخودم را دیدم ... خواب بدی بود ... امروز ظهر که بیدار شدم اس ام اس دادم که : دیشب خوابتو دیدم محسن ... خوبی ؟ ... جواب داد : اِ ... باور می کنی منم خواب تو رو دیدم ؟ ... تو خوبی ؟ ... و بعدش امروز دوست ناشناسی به اسم ( س ) کامنت گذاشته که : همیشه وبلاگتو می خونم اما هیچ شناختی ازت ندارم. جز این عکس پروفایلت و عکسهایی که تو وبلاگت از خودت گذاشتی هیج ذهنیتی نسبت بهت ندارم . نزدیکیهای صبح خوابم برد خواب تو و اون دوستت محسن رو دیدم ( عکس اونم تو این وبلاگ دیدم ) خواب خوبی نبود . تو خواب خیلی برات گریه کردم . خواهشا این روزها بیشتر مراقب خودت باش .

4- گذشته از اینکه ( دور از جان محسن )  اگر ما را ندیدید حلال کنید بیزحمت ! می خواهم بگویم که دنیای خواب به طرز وحشتناکی غریب است ... اصلن یک جاهایی ترسناک می شود حتی ساده ترین المانهای معمولی و غیر ترسناکش ... بلاخره این تصاویر کشگی که نیست ، از یک منبع ناشناخته ای ساطع می شود دیگر ... جلّ الخالق !

5- هیچی ! ... همینجوری خواستم رُند بشود شمارگان این پُست !  

  
نویسنده : محسن باقرلو ; ساعت ۱:۱۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸٩
تگ ها :