تولدت مبارک گلم ...

روزی رو تصوّر کن که یه کرگدن 129 ساله یه کیک کوچیک خوشگل از نزدیکترین قنّادی خریده و بعد لق لق زنون و خنده دار عینهو اون پیرمردِ هر روز صبح سر یوسف آباد ! با عصای کنده کاری شدهء کهنه ش دو ساعت ازهمون نزدیکترین قنّادی تا خونه تو راه بوده و بی نفس اما با عشق ، به عشق روی ماه تو از پله ها کشیده بالا خودشو و با اینکه کلید خونه رو با یه نخ سبز انداختی دور گردنش در میزنه و وختی درو وا می کنی تمام زورشو جمع می کنه تو صدای فرتوتش تا یه کم شبیه جوونیاش بشه و بعد با لبخندی به پهنای صورت بهت میگه :

تولد 120 سالگیت مبارک مریم ترینم ! 

***

پی بعد از ظهر نوشت یک ! :

ایول که تولّد و تلفن مامانِ بیتا بهانه ای شد تا مریم طلسم آپدیت نکردنش رو بشکنه !

پی بعد از ظهر نوشت دو ! :

دیروز هم تولد محسن منوخودم بود ... تولدت مبارک رفیق محشر و زلال و فرفری من !

  
نویسنده : محسن باقرلو ; ساعت ٢:٢٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸٩
تگ ها :