یک عکس و سه لینک ...

این عکس را امروز توی حیاط خانهء عباسینا گرفتم ... معجزتی بود برای خودش و برای خودم ... ساقهء خشک و خالی سر کشیده بود تا کجا ... عینهو معراج ... یکجور تجلّی ساده و عمیق ... سر کشیده بود به اوج و گل داده بود درست توی آغوش آسمان ...

***

آن عید دیدنی های محشر خانه سالمندان و پرورشگاه را دو تا از دوستان قلمی کرده اند با آن سبک و نگاه های ستودنی شان ... که من هر دو نوشته را دوست دارم خیلی ... اولی آرش عزیز ... و دومی مهتاب بانو ... خواندنی اند جفت دیده های نادیده ...

***

مادر مهربان و باکمالات یکی از دوستان نازنین وبلاگی قدم روی چشم دنیای مجازی گذاشته و ممبعد اینجا می نویسند ... و من خوشحالم از این بابت ... بنظرم اینطوری وبلاگستان جددی تر می شود ... و خب بیشتر شبیه یک خانواده می شویم دور هم ...

  
نویسنده : محسن باقرلو ; ساعت ۳:٠۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۸٩
تگ ها :