از آنسوی مانیتور تا خانهء کرگدن !

هی به ما می گویند کرگدن جان خودت را زیادی آلودهء وبلاگ کرده ای ها ! ... خوب نیست اینجوری توی هپروت و دنیای مجازی زندگی کردن ! ... خوب نیست ( به قول سیدنا و مولانا سید عباس گامبو ! ) هی پشت این شیشهء خسیس نشستن و چشم به دنیای دروغین صفر و یکی دوختن ! ... خوب نیست دل به شهروندان مکتوب این دنیای الکی بستن و دل به دل آدمهای نادیدهء پشت این ویترین هفت خط هفتصد رنگ دادن ! ...

هی اینها را به ما می گویند و ما نشنیده می گیریم و کار خودمان را می کنیم ... دلیلش هم واضح است ... شاید آنها که این حرفها را می زنند و به نظرشان هم ایمان دارند ، تجربهء اینکه از اعماق گنگ این دنیای مجازی دوستی و دوستان زلالی پا به دنیای واقعی شان گذاشته باشد را نداشته اند ... ولی من داشته ام خب ... خیلی هم داشته ام ... آخرینش همین مهمانان عزیز امشب کلبهء درویشی کرگدن ... نگار بانو و مادر نازنینش ...

جمع گرم و شب قشنگی شد ... و من در طی این سالها از این دست لحظات لبریز از عطر رفاقت و لبخند زیاد داشته ام از صدقه سری همین وبلاگ پیزوری ! ... در سرسام این روزگار اسیر روزمرگی که خیلی آرام آرام و تدریجی باعث و بانی قحطسال آدمهای سر به تن ارزنده شده ، موهبت بزرگی ست اینکه اول چند صباحی قلمیجات و درونیات یکی را بخوانی و نقب کوچکی بزنی به دنیای بزرگش و بعد با خودش از نزدیک آشنا بشوی ...

***

پی نوشت یک :

این تابلوی زیبا کادوی نگار بانو ست که مریم خانم هم داغ داغ و فی المجلس الصاقش کردند سینهء دیفال ! ... خدمت خودشان هم عرض کردیم اینکه این هدیهء قشنگ را از هزار کیلومتر آنطرف تر آورده اند به قصد ما ، ارزشش را صد چندان می کند برایمان ...

پی نوشت دو :

در اثنای مهمانی ، ابر چند ضلعی در حرکتی خبیثانه با اصرار و ابرام و انواع ترفندهای بلاگری و لطایف الحیل میزبانانه از مادر نازنین نگار قول گرفت که ایشان هم یک وبلاگ احداث بفرمایند لذا امید است که بعد از مراجعت به وطن سر قولشان بمانند !      

  
نویسنده : محسن باقرلو ; ساعت ۳:٠۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸۸
تگ ها :