ادامه پی نوشت ها ... !

پ.ن ١۴ : هیچ جا و هیچ چیز قد دریا آرامش نمی دهد به تمام آدم ... شمال خیلی خوب است همیشه ... بی نظیر است تماشای بازی جنگل و ابر و آفتاب و نسیم و مرغان دریایی و لنج و ماهی و صدف و ساحل ... و آب تنی دادن روح و جسم خسته در زلال این همه زیبائی بی پایان و باشکوه ... جای همه شما خالی ...

پ.ن ١۵ : این عکس کرگدن و میرزاقلمدون مربوط به پی نوشت هشت پست قبل میباشد با فقط ناقابل یک کم کوچولو دو سه هفته ای تاخیر ! راستی شما نمی دانید چرا اکثریت دوستان فاب ما هم مثل خودمان زلف های شکن در شکنشان نقص فنی دارد ؟!

پ.ن ١۶ : عکس فوق علی رغم شباهت بسیار ! ارتباطی با پی نوشت هشت پست قبل ندارد ! ایشان جناب هاران سگ حاج علی آقا پسر دایی مریم بانو تشریف دارند که در سفر شمال ما را همراهی می نمایند ! از شوخی گذشته ... من تا قبل از این سفر از حیوانات متنفر بودم و حتی تصور نگه داشتن حیوان در خانه ام برایم محال بود چه برسد به جدی فکری شدن در موردش و امکان سنجی اش ... اما حالا ... راستش این حیوان زبان بستهء باوفا و با مرام و قدرشناس با آن شیطنتهای محشرش ... با آن معصومیت غریبی که توی چشمهاش موج می زد ... با آن محبت بی دریغ و سادگی در عین تیزهوشی اش ... با آن تلاش تحسین برانگیزش برای نگهبانی از قلمرو صاحبانش ... و با خیلی خصوصیات شاهکار دیگرش همه تصورات قبلی ام را ریخت به هم ... مریم بانو هم این چند روز را کللن مشغول بازی با جناب مستتاب هاران و قربان صدقه ایشان رفتن بودند دقیقن با همان الفاظی که معمولن در اوقات فوران محبتشان ما را مورد خطاب قرار می دهند ! لذا در این فقره به حدی نگرانیم که نگو !

پ.ن ١٧ : جان مولا ما انقدرها هم بدعکس و بد قواره نبودیم تا همین کمی پیشترها ! ... وا اسفا ! ... ما را چه شده است همی ؟! ... در تمامی عکسهایی که این اواخر از تمثال مبارک خودمان فتوغراف فرموده ایم یک روند نگران کنندهء نمور نمور چاقی خزندهء مخملی تصاعدی رو به تزایدناکی گلابی طوری مشاهده می کنیم که نافرم اوقاتمان را توی قوطی کرده است ! به حدی که کرگدن خودشیفتهء معتمد به نفس ! عشق عکاسی و عکس بازی را فکری کرده است که منبعد کمتر از خودش اثری ماندگار در بلاگستان بجای بگذارد ! بلکم حالا که این رویه رو به انفجار ! مایه عبرت سایرین نمی گردد مایه عبرت خویشتنش بگردد لااقلکم ! لذا مجدانه تصمیم داریم برای نوروز سال بعد هیکلمان یک چیزی تو مایه های همین حاج محسن خودمان باشد که به روایت تصویر در نبردی شجاعانه ! اما نابرابر و کاملن انتحاری اقدام به انجام کشتی پهلوانی با کرگدن نموده اند ! ( مردیم و ترکیدیم از خنده تا مریم و ایرن بانو موفق به ثبت این عکس تاریخی شدند ! ) 

پ.ن ١٨ :

  
نویسنده : محسن باقرلو ; ساعت ٤:۱۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٦ فروردین ۱۳۸۸
تگ ها :