بازینظرسنجی !

ابر چند ضلعی نشسته فکر کرده که چجوری در دام ( به قول خودش ) دوست داشتنی وبلاگ نویسی افتاده ! ... بعد ( باز هم به قول خودش ) حس فضولی اش گل کرده که بداند بقیه چجوری آلودهء این اعتیاد جذاب شده اند ! ... در آخر هم یک سوال اشانتیونی طرح کرده ... خلاصه همهء اینها را توی یک پست نوشته ولی از آنجایی که هیچ کار این شبه بشر به آدمیزاد معمولی نرفته ! فِرتی برداشته به فاصلهء یکساعت یک آپدیت دیگر کرده و بازی را ناتمام و نظرسنجی را عقیم گذاشته ! ... لذا ما بر آن شدیم که راه برادر شهیدمان را ادامه بدهیم تا سر منزل مقصود اینا ! ... اسمش را هم می گذاریم بازینظرسنجی ... عشقتان کشید جواب بدهید بیزحمت ! :

1- چن وخت پیش و چرا وبلاگ ساختید ؟

2- احیانن تشویق فرد ضالّه ای دخیل بوده در این ضلال مبین ؟!

3- با وبلاگ کرگدن از چه طریقی آشنا شدید ؟ ... ( واه واه چه خود شیفته ! ) ... ضمنن چون بانی مجلس ابر چند ضلعی بوده ! جهنم و ضرر می توانید سوال 3 را در مورد این بندهء شرمندهء خدا هم پاسخ بدهید !

4- اگر قرار بود اینترنت برای همیشه قطع بشود و شما فقط اندازهء یک کامنت فرصت داشتید ، آن یک کامنت را برای چه کسی میگذاشتید ؟

( چون میشناسمتون که زرتی همون اولِ کاری میگید اگه راس میگی خودت جواب بده ببینیم ! ... لذا جوابهای شخص شخیص خودمان به شرح ذیل ایفاد میگردد ! : )

1- سال 78 یا 79 شایدم 80 ! ( قربون حواس جمع ! ) ... چرا وبلاگ ساختم ؟ ... اوممم ... آخی به تو چی ؟! مرتیچه مجی تو دامپزشجی ؟! ... از شوخی گذشته چون از همون اول نوشتن رو دوس داشتم ... همدانشکده ای ها یادشونه که بُرد ستون آزاد طبقهء سوم چجوری در سیطرهء اراجیف و خزعبلاتِ از هر دری سخنی ما بود ! ... و جالب اینکه چقدر هم خاطر خواه داشت ( اوووغ ) !! ... و اینکه چن بار همون نوشته های زپرتی جنجال به پا کرد ! ... اصلن من از اولش کله م تاغار قرمه سبزی بود ! ... گفتم نوشتن رو دوس داشتم اما خب نه هر نوشتنی رو ... نوشتنی که در تمام طول پروسه ش از ایده یابی تا نگارش و دیدن و خوندنِ بازخورداش تا حد امکان رها باشی از قید و بندهای لعنتی دست و پاگیر ... بتونی خودت باشی با همهء خوبی ها و بدی هات ، با همهء قوّت و ضعف ها و عیب و ایراد هات ... ( هات نه ها بی تربیت های منحرف ! ) ... و خب وبلاگ دقیقن یه همچین جایی بود ( لااقل واسه من ) ...

2- بله بوده خوبش ام بوده ! ... حاج سید جواد الدین وکیلی مد ضلّه العالی ، پسرخالهء گراممان ! ... وختی دیدیم اصرارهایش دارد به ارعاب تبدیل می شود تسلیم شدیم ! ... و خدایی از این تسلیم شدن بسی خوشنودیم و ممنونش هستیم تا همیشه ...

3- اگر چه حیوان حیوان است ! ولی کرگدن دیگه کدوم خریه ؟! ... من از این وبلاگای دری وری عمرن نمی خونم ! ... وخت و چش و چالمو از تو جوغ آب نجستم که !

4- راستش از صُب دارم به این سوال حمید فک می کنم ... آخرش به این نتیجه رسیدم که با عرض شرمندگی در یک چنین شرایط خاص و داغونی آخرین کامنت رو قطعن واسه خودم میذارم !

***

بسم ا... نوبت شماس !

  
نویسنده : محسن باقرلو ; ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۸
تگ ها :