انشای یک خوشه سومی عصبانی !

 

( اثر حسین صافی )

از خدا پنهون نیست از شما چرا باشه ؟! ... لذا عرض می کنیم که ما هم فرم اطلاعات خانوار رو پر کردیم همون موقع که این بازی چندش آور تحقیر آمیز شروع شد ... امروز هم به شمارهء ٣٠٠٠٠٠ اس ام اس دادیم و جواب آمد که شما خوشهء سوم محسوب می شوید ! ... از آنجایی که ما روستایی الاصل و دهقان زاده هستیم آنهم از تبار زنجانیان که مهد انگور است ولایتشان ، ولی با این وجود قدِ بُز هم با امورات کشاورزی آَشنایی نداریم خیلی ملتفت نشدیم که این خوشهء سوم یعنی چی ! ... بعد که کمی توی نت چرخ زدیم ملتفت شدیم که خوشهء سوم همان قشر مرفه بی درد و از خدا بی خبر جامعه میباشند که توی پول غلت می زنند و بالشت متکاهاشان هم پر از سکه و اشرفی و تراول بوده و طبیعتن هیچ نیازی به صدقهء دولت مهر ورز نداشته و یارانه برایشان از گوشت سگ هم حرام تر است !

خوشهء سوم یعنی همانهایی که رئیس مرکز آمار ایران در موردشان فرموده :درآمدشان به اندازه درآمد کل جامعه است ! ... عجب ! ... یعنی ما انقدر قارون صفت و راکفلر منش بودیم و خودمان خبر نداشتیم ؟! ... البته ایشان این را هم فرمایش فرموده اند که میانگین درآمد اهالی خوشهء سوم 450 هزار تومان است ولی اشاره ای نکرده اند که وختی بانک مرکزی خط فقر را حدود 700 هزار تومان تعیین می کند چطور یک بشری که 450 هزار تومان درآمد دارد بالای این خط بوده و جزو خرده بورژواها محسوب می شود ؟! ... البته این مساله در مملکتی که خیلی ها به خیلی چیزها اشاره نمی کنند زیاد هم باعث تعجب نیست ! ...

***

این اراجیف را نوشتم که عصبانیت ام بخوابد ... داشتم کظم غیض می کردم خیر سرم ولی فایده نداشت ! ... حرامزاده ها رسمن ملت را مثل خودشان خر فرض کرده اند ... تاریخ را که نگاه کنی پر است از این بازی های چندش آور و بلاهای حرامیانه که سر این مردم بیچاره درآورده اند ... از آن سلاطین و شاه ها و خان های مادر قح.به بگیر تا این رجّاله های یقه بستهء پیشانی داغکوب رذل و کثافت که معلوم نیست نطفه هایشان در کدام شبِ به قول خودشان حرام بسته شده که اینجوری حلال و مباح است برایشان توی شیشه کردن خون هموطنان بدبختشان ... همان دمل های چرکین گردن کلفت و شکم گنده با آن لبخند های کریه و شیطانی که انگار برایشان سخت ترین کار عالم است تصور کردن احوالات آن کارگر یا کارمند یا معلم یا بازنشستهء بدبختی که امروز دارد با 300 هزار تومان هم اجارهء 300 هزار تومانی می دهد و هم یکجوری با شعبده بازی زنده است با صورتی زخمی و خون آلود از سیلی های صورت سرخ کن ... جوری که خیال کند دارد زندگی می کند ... و هم او فردا روز باید کمر تا زمین خمیده اش از وسط بشکند زیر بار هزینه های جدیدی که به اسم عدالت و هدفمند کردن یارانه ها و طرح تحول اقتصادی و توزیع عادلانهء ثروت در بین دهک های جامعه و این قبیل مهملات مادر بخطایانهء سراسر دروغ و دغل و لجن حضرات بر گُرده اش اضافه خواهد شد ... بنظر شما چقدر وقاحت می خواهد قبض آب و برق و گاز و تلفن سر جمع مثلن 200 هزار تومانی دست چنین آدمهایی دادن ؟ ... خداوکیلی چقدر ؟ ... 

جددن اینها چه پدر کشتگی ای با من و تو و ما دارند ؟

اینها کی هستند و از کجا آمده اند ؟ 

اینها چرا اینطوری اند ؟ 

  
نویسنده : محسن باقرلو ; ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٥ بهمن ۱۳۸۸
تگ ها :