این هم یک یلدای دیگر ...

شب خوبی شد ... مهمونها را نمی دونم ولی لااقل به من که حال داد و فک کنم همین کافیه !! ... امیدوارم امشب همه تون شب یلدای قشنگی رو تجربه کرده باشین ... ( چقد لحن این جملهء آخری شبیه مجری های مزخرف تلویزیون شد ! ) ... هم دیروخته و صب پا شدن مصیبته ! و هم اینکه الان حس و حال نوشتن یک پست دلی - اونجور که خودم دوس دارم - دربارهء یلدا رو ندارم لذا فقط چن تا تشکر و بعدم شب عالی متعالی !

١- تشکر از مریم ترینم که امشب خیلی زحمت کشید و قبل از رسیدن من کل بساط و سور و سات شب چله رو مهیا کرده بود عین باقلوا ! و موقع تماشای فیلم جشن چایی هم همینجوری بی مناسبت و ییهویی بغلم کرد و نوازش و اینا و خلاصه حسابی ما را محبتناک کرد این شب یلدایی ! و ضمنن الانم اجازه داده بیدار باشم و این پست رو بنویسم براتون و برای رضای خدا !

٢- تشکر از میرزا قلمدون که تهران اومدنش بهانهء دور هم جمع شدن امشب شد و تنها کسی بود که در یک اقدام انتحاری با کرگدن عکس گرفت تا این پست یتیم و بی عکس نمونه ! و ضمنن سر شام کل یه نوشابه خانواده رو دمر کرد رو فرش تا بعدها وختی چن قطره چای می ریزم رو فرش عذاب وجدان نداشته باشم !

٣- تشکر از ایرن که جسورانه پیشنهاد دون کردن انارها رو داد و باعث شد جمع از آب هنداونه به آب انار ترسفورم کنند ! و امشبو به افتخار ما تا ١٢ بیدار موند ! و ضمنن تا آخر مهمونی دوربین ١٢ مگا پیکسلی شو از تو کیفش در نیاورد !

۴- تشکر از رویا که خیلی پرفشنال یک تاغار انار رو در کسری از ثانیه به تلّی از صد دانه یاقوت دسته به دسته بی نظم و ترتیب یکجا نشسته بدل کرد و ایضن به شدت موجبات شادی روح اُمّتی رو فراهم کرد که حالشو نداشتن دستاشون نوچ بشه ! ...

۵- تشکر از محسن که با وجود اینکه همیشه منبع لایتناهی و لایزال انرژی و جترقه بازی و بشکن و بالا بندازه ولی عهد شب یلدا باطری ش تموم شده بود نمی دونم چرا ! اما با این حال (ش) ! بازم یه تک مضرابایی اومد صیفی جات !

۶- تشکر از حامد که سرحال بود خدا رو شکر ولی این باعث نشد که حتی یه نخ هم از اون سیگار شبیه سیگار برگ خوشگلش بده بکشیم ! و ضمنن سر شام با فداکاری ستودنی ای جاشو با من ١١٠ کیلویی عوض کرد وگرنه کنسرو می شدم !

٧- تشکر از احسان جوانمرد که همیشهء خدا یجوره و اون جور هم یجورایی جور خوبیه ، یجوری که آدم یجوری ش میشه که جور خوبیه ناجور ! و سر شام هم در راه همرزمانش از جون مایه گذاشت با اون چمباتمه رو مبل غذا خوردن و در حد تیم ملی خواب رفتن پاش ! ضمنن باعث شد بعد از مدتها فیلم جشن چایی و خاطرات دانشکده رو یه بار دیگه مرور کنم !

٨- تشکر از وحید که دو نوع تخمه خرید و بساط شب یلدا رو تکمیل کرد اما خودش ما رو پیچوند و رفت پایین که نیمساعته برگرده اما وختی من رفتم که چن دیقه هم تو شب یلدای مامانینا شریک بشم دیدم ماتحتشو چسبونده به بخاری و عین خرس خوایبده !

٩- تشکر از حمید که لوس بازی وحید رو درنیاورد و کللن همچین اساسی ، از بیخ پیچوند قضیه رو !

10- تشکر از عباس و فری و راضیه و می نو و بی تا که هر کدوم لابد دلیلی داشتن برای غیبت امشبشون !

11- تشکر از خودم که امشب برعکس تمام مهمونی های این یکسال اخیر سرحال و اکتیو و انرژیک و بگو بخند بودم و اصلن ولو و داغون و وارفته و شیربرنج نبودم و ضمنن یه ربع قبل از رسیدن مهمونا ام صورتمو اصلاح کردم و مثل یه تیکه ماه شدم و اینا که اسنادش هم موجوده !

12- تشکر از شما که فردای شبِ شمردن جوجه هاتون و سر سیاه زمستون دارین اراجیف منو می خونین ! 

13- تشکر از خدا که شب یلدا رو آفرید !!

  
نویسنده : محسن باقرلو ; ساعت ٢:۱٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱ دی ۱۳۸۸
تگ ها :