مرسی اصغر آقا !

بلاخره دربارهء الی را دیدم

و جددن فککم چسبید زمین ...

این را با علم به این می گویم که حالا و با این همه تاخیر در مورد دیدن این فیلم ذوق زده مطلب نوشتن مثل این می ماند که سال بعد از جام جهانی در مورد نتایجش با آب و تاب برای جماعت فوتبالدوست طوری حرف بزنی که انگار فقط تو بازیها را دیده ای ... ولی خب نمی شود هم که ننوشت ... بنظرم برای خالق چنین اثری که شب معمولی ات را لبریز و حال خاکستری ات را خوب کرده و باعث شده به خیلی چیزها از نو و عمیق تر فکر کنی ، بی انصافی و بی احترامی ست اگر دو خط تشکر و تحسین ننوشته بروی بگیری بخوابی ... بی اغراق مدتها بود چنین فیلمی ندیده بودم ... فیلمی که وختی دارد تیتراژ آخرش می رود ، برای آدم تمام نشده و پرونده اش بسته نشده باشد ... دوست ندارم بیشتر توضیح بدهم حس الآنم را ... از آن فیلمهایی بود که در موردش می توانم ساعتها حرف بزنم اما فقط با خودم نه با هیچ کس دیگری ... این چند خط را هم گفتم صرفن به دو دلیل ... اولی همان تشکر و تحسین و دومی اینکه ممکن است هنوز یکی مثل من پیدا شود که دربارهء الی را ندیده باشد ! 

پی اُناث نوشت :

لطفن در کامنتهایتان از قربان صدقهء شهاب حسینی و صابر ابر و احیانن پیمان معادی رفتن و هرگونه غش و ضعف و عدم رعایت شئونات اسلامی خودداری کنید حتی شما دوست عزیز !

پی ذکور نوشت :

لطفن در کامنتهایتان از مرور هزار بارهء وجنات و حواشی و کرامات گلشیفته فراهانی و ترانه علیدوستی و احیانن مریلا زارعی و در آوردن هرگونه ادا اصول های فمینیستی خودداری کنید !

  
نویسنده : محسن باقرلو ; ساعت ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٩ آذر ۱۳۸۸
تگ ها :