سلام دختر خوزسفهانی !

توی این سالها که اینجا را می نویسم هر بار که دوستی از دوران دانشکده را در این دنیای مجازی یافته ام کلی عشق کرده ام و روحم تازه شده ... نیازی به تکرار مکررات نیست که چرا آن تکه از زمین خدا و آن سالها بهترین مکان و بهترین زمان سالهای رفته بود و هست ... و اصلن هر بار هم که هر کداممان سعی کرده ایم چرایش را بگوئیم و برسانیم رازش را حق مطلب ادا نشده ... راز آن تکهء برمودایی لعنتی دوست داشتنی که رها نخواهد کرد گریبان دل را و جان را ... هر بار یافتن دوستی که نشانی از آن ایام با خود دارد انگاری یافتن یک برادر یا خواهر گم شده است - مثل فیلمها و رمان ها - با همان شوق بار نخست ... و حالا محبوبه ممبعد اینجا می نویسد ... دوستی که آن سالها دورادور می شناختمش آن هم نه خیلی ... تا همین اواخر که رد پایش توی کامنتها پیدا شد کم کم ... دختر خوزستانی الاصل اصفهان نشین دانشکدهء علوم اجتماعی دانشگاه تهران ... مثل آنوختها که جزو خوبهای آن سرزمین عجائب بود امید که اسم خودش و وبلاگش هم جزو خوبهای بلاگستان ضربدر بخورد آن هم چند تا ! 

***

پی نوشت یک :

برای سلامتی بابای یه همدانشکده ای دیگه مون ( شرارهء عزیز ) دعا می کنم ... دعا می کنیم ...

***

پی نوشت دو :

حامد هم بلاخره از قسمت دوم پوسترهای سری جدید لاست ( ادامهء گمشدگان در قلعه رودخان ! ) رونمایی کرد !

  
نویسنده : محسن باقرلو ; ساعت ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ آبان ۱۳۸۸
تگ ها :